ازدواج کردنِ کسانی که از جنسِ هم نیستند و همدیگر را دوست ندارند
با این عقیده که
"بعدا به مرور زمان درست می شود"
مانند پوشیدن جورابِ لنگه به لنگه است؛
ادامه مطلب ...
روزی باد به آفتاب گفت:
من از تو قوی ترم. آفتاب گفت:
چگونه؟
باد گفت آن پیرمرد را می بینی که کتی بر تن دارد؟
شرط می بندم من زودتر از تو کتش را از تنش در می آورم. آفتاب در پشت ابر پنهان شد و باد به صورت گردبادی هولناک شروع به وزیدن گرفت.
ادامه مطلب ...
کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیم..
یکی کوچک..یکی بزرگ..
یکی بلند و یکی کوتاه..
یکی قوی تر و یکی ضعیف تر..
اما هیچکدام دیگری را مسخره نمیکند
کم آوردن ممنوع
باید مسیر را با قدرت طی کنید...
باید کاری که شروع کردهاید را تمام کنید.
باید آنقدر سمج باشید که سختیها در مقابل تلاش و ممارست شما کم بیاورند.
ادامه مطلب ...
خیلی خوب... خیلی زود تبدیل شد به خیلی بد
خیلی زود.
هیچکس چیزی به من نگفت و بههمین دلیل هیچوقت سر درنیاوردم
که خیلی خوب چقدر زود تبدیل میشود به خیلی بد.
آفتاب... تبدیل شد به سایه، به باران
شور و شوق... تبدیل شد به لذت، به درد