مد و پوشاک

مد و پوشاک ایران و جهان

مد و پوشاک

مد و پوشاک ایران و جهان

مشترک مورد نظر

 مشترک مورد نظری که من باشم همیشه در دسترسم. هر وقت هر کسی، هرجایی از زندگی تصمیم گرفت یاد من بی افتد به هر دلیلی، من هستم. من هیچوقت نتوانسته ام جزیره ی دور از دسترسی باشم که راه به آبهای آزاد ندارد. نتوانسته ام قلبم را راضی کنم کسی پشت در قلبم  انتظاربکشد. نتوانسته ام مثل همه ی آدمها که غمگینی سنگین و شادی بی اندازه ومشکلات چه وچه  را بهانه ی سکوت ونبودنشان می کنند باشم.  

مشترک مورد نظری که من باشم همیشه در دسترسم. هر وقت هر کسی، هرجایی از زندگی تصمیم گرفت یاد من بی افتد به هر دلیلی، من هستم. من هیچوقت نتوانسته ام جزیره ی دور از دسترسی باشم که راه به آبهای آزاد ندارد. نتوانسته ام قلبم را راضی کنم کسی پشت در قلبم  انتظاربکشد. نتوانسته ام مثل همه ی آدمها که غمگینی سنگین و شادی بی اندازه ومشکلات چه وچه  را بهانه ی سکوت ونبودنشان می کنند باشم. نتوانسته ام وقتهایی که عصبانی ام و از فرط عصبانیت دارم روح وجانم را می خورم، در دسترس نباشم. حتی وقتی دارم خاک عزا به سر می کنم. هیچ وقت نتوانسته ام قهرم را کش بدهم. من همیشه آشتی ام. یک آشتی ِمداوم بی پایان. مگر مواقعی خاص که احساس کنم حضورم باعث آزار ورنجش کسی بشود یا عذرم را بخواهند و ترکم کنند یا سنگ لحد گذاشته باشم روی کسی.
در رابطه ی من با اطرافم، من حکم هستم را دارم و بقیه  (منظورم از بقیه فرد خاصی نیست ، همه ی آنهایی که اسم ورسمم را می دانند)  حکم ِ هر وقت دلشان خواست. هر وقت هوس کردند. هر وقت کارداشتند. هر وقت مشورت خواستند. من را گذاشته اند برای مبادا. چراغ اضطراری . یدک. زاپاسی برای عوض کردن چرخ پنجر ِدلشان.احساس شان، دعا برای محبوب و معشوقه هایشان،آرزوی خوشبختی کردن برای مخاطب های خاص شان. دعا برای وصلشان. آغوشی  برای هجر وفقدان ِعشقهایشان... 


 دنیا، بلاخره یک روز تمام می شود و مشترک های خاموش، مشترک های دور از دسترس، مشترکهای مغرور ِ، مشترک های فیگور ِخاص و ادا اطواری، مشترک های با کلاس باسوادی که مدرک دکترای حماقت گرفته اند دیگر قلمرویی ندارند برای حکمرانی و همه ی ما دریک  سرزمین ِمشترک ِبی القاب وکُنیه به اسم ِ یوم الحساب، در دسترس هم خواهیم بود...!

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.